رفتن به بالا
  • جمعه - 17 فروردین 1397 - 22:28
  • کد خبر : ۵۳۷
  • مشاهده :  56 بازدید
  • چاپ خبر : پازل هویت جمعی در گنبدکاووس

پازل هویت جمعی در گنبدکاووس

در هر استان یا شهر، عوامل فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی وجود دارند که سبب ساختن یک “ما”ی مشترک میان مردم آن دیار می گردد. این عوامل که متعدد و دلائل گوناگونی برای آوردن هویت جمعی برای کاشانه شان هستند، گوناگونند، نظیر مفاخر، آداب و رسوم، وقایع تاریخ ساز، پدیده های جغرافیایی و… . برای نمونه رودخانه بالقلی سو در امتداد شهر اردبیل، بنای حافظیه در شیراز، پایداری های رئیسعلی دلواری در بوشهر، گل رامیان، آیین نخل گردانی در یزد و بسیار مثال هایی که می توان در داخل استان یا دیگر استان ها گفت.

در هر استان یا شهر، عوامل فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی وجود دارند که سبب ساختن یک “ما”ی مشترک میان مردم آن دیار می گردد. این عوامل که متعدد  و دلائل گوناگونی برای آوردن هویت جمعی برای کاشانه شان هستند، گوناگونند، نظیر مفاخر، آداب و رسوم، وقایع تاریخ ساز، پدیده های جغرافیایی و… . برای نمونه رودخانه بالقلی سو در امتداد شهر اردبیل، بنای حافظیه در شیراز، پایداری های رئیسعلی دلواری در بوشهر، گل رامیان، آیین نخل گردانی در یزد و بسیار مثال هایی که می توان در داخل استان یا دیگر استان ها گفت.

کشف این عوامل هویت ساز که سبب همدلی در داشتن سرنوشت مشترک با یکدیگر در یک شهر می شود بر عهده هم شهروندان و هم مسئولین شهری است. در هر حال، در صلاحیت شوراهای اسلامی شهرهاست که بر این عوامل سازنده هویت جمعی تأکید کند و با ابزاری که قانونگذار در اختیارش قرار داده، اقدام و عمل نماید. به همین جهت هم قانون گذار ایرانی در بند ۲۴ از ماده ۷۱ اصلاحی ۶/۷/۱۳۸۲ قانون تشکیلات، وظائف و انتخابات شورای اسلامی کشور اذعان دارد “تصویب نام گذاری معابر، میادین، خیابانها، کوچه و کوی در حوزه شهری و همچنین تغییر نام آنها” بر عهده شورای اسلامی شهر است. در این راستا، آیین نامه نام گذاری شهرهها، خیابان ها، اماکن و موسسات عمومی چارچوب و ضوابط این بند از این ماده قانونی را تشریح می کند. در این آیین نامه “افتخار ملی”، “سلیسی”، “تناسب اسمی”، “شخصیت های فرهنگی، ادبی، علمی” و “اندیشه ها و مظاهر طبیعی راجع به کشور” که “تلطیف اخلاقی” را به همراه دارند، برای نام گذاری اماکن و معابر درج شده است.

از طرفی، گنبد کاووس که بر روی شهر تاریخی جرجان –که پر افتخارترین، پرآوازه ترین و کهن ترین شهر در ایالت ورکان/هیرکانیا و شمال ایران بوده، سزاوار نام گذاری بر اساس عقبه فکری، فرهنگی و تاریخی مفاخر در حیات تاریخی “خاک” این خطه است. (چون آنچه از دید نگارنده اصالت دارد ریشه داشتن در خاک این دیار است؛ یعنی یک گنبدی/جرجانی در این دیدگاه کسی است که وابستگی و احساس تعلق به این شهر و خطه دارد.)

اصولاً هر شهری به مفاخر خود می بالد، چه آنانی که در ادوار گذشته می زیسته اند، چه آنانی که هم اکنون در قید حیات هستند.

در این راستا، از شورای محترم شهر خواهشمندیم این نکته را در نظرها داشته باشند.

برای مثال؛ پس از فوت هادی نوروزی در بابل میدان ورودی شرقی شهر را به نام او نام گذاری کردند. در شمال گنبد کاووس دریاچه ای بی نام هست که معروف شده به دریاچه مصنوعی، این در حالی است که مدعی هستیم این شهر، تاریخ کهنی را به پشتوانه خودش دارد. شهری که در قدیم جرجان نام داشت و ساتراپ هخامنشیان بود؛ شهری که دانشمندان بزرگی داشت، مانند حکیم جرجانی، فخرالدین اسعد گرگانی، قابوس وشمگیر یا عبدالقاهر جرجانی؛ شهری که آبگینه های زیبایش عالمگیر شده بود؛ شهری که در دوران معاصر و پس از تغییر نام به گنبدکاووس باز هم بزرگان فراوانی را در دل خود جای داده است. حال چرا ما نام “دریاچه مصنوعی” را به افتخار دکتر بسکی “دریاچه بابابسکی” تغییر نام ندهیم؟ بزرگ مردی که به خاطر عشقش به طبیعت پاک و کوششش برای پزشکی شهر گنبد و صبر و پشتکاری که از خود نشان داد چهره ای بین المللی از وی ساخت. به هر حال، “مصنوعی” برای شهری که این چنین عقبه فرهنگی و بومی و عقبه تاریخی برازنده نیست.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه