رفتن به بالا
  • چهارشنبه - 9 اسفند 1396 - 10:51
  • کد خبر : ۴۷۳
  • مشاهده :  251 بازدید
  • چاپ خبر : 📝 شورای نظارتی و اجرای امور جوانان
برای شوراهای امروزِ جوانان مان

📝 شورای نظارتی و اجرای امور جوانان

انتشار اخبار پر شور و هیجان شوراهای پرطمطراق مشورتی جوانان استاندار محترم که بعضا به زینت عبارت «راهبردی» نیز مزین گشته بود، با حذر از پروپاگاندای سیاست‌ورزانۀ سهم‌خواهانه و یا تملق‌نوشته‌های غرض‌ورزانه، اذهانِ مبتلاء به پرسش‌گری را با سوال همیشگی «ثم ماذا؟» و یا در نسخه غربی‌اش “So What?” مواجه نمود، که چه؟

انتشار اخبار پر شور و هیجان شوراهای پرطمطراق مشورتی جوانان استاندار محترم که بعضا به زینت عبارت «راهبردی» نیز مزین گشته بود، با حذر از پروپاگاندای سیاست‌ورزانۀ سهم‌خواهانه و یا تملق‌نوشته‌های غرض‌ورزانه، اذهانِ مبتلاء به پرسش‌گری را با سوال همیشگی «ثم ماذا؟» و یا در نسخه غربی‌اش “So What?” مواجه نمود، که چه؟

شکی در آن نیست که تجربۀ موفقِ جوانان در مدیریت کشور در سال‌های نخستینِ پس از انقلاب اسلامی -که خود حقیقتا معجزه‌ای هم‌ترازِ انقلاب اسلامی بود-  سیاست‌گزارانِ کلان کشور را بر آن داشته تا رُجعتِ به جوانان را به‌مثابه راه رهایی از رکود و خمودگی فعلی دستگاه مدیریتی برگزینند. لکن به عقیده نگارنده، شوراهای ویترینی جوانان در نهادها و ادارات گوناگون به‌رغم مزیت‌های نسبی که در مقایسه با زمانِ نبودنش داشته است، با اهداف و آرمان‌های تعریف‌شده ذیل گفتمان‌های جوان‌گرایی و پیشرفت درون‌زا فاصله زیادی دارد. لذا، تغییراتِ ماهوی و کارکردی در این ساختارها می‌تواند راه‌حلِ برون‌رفتِ از خمودگی شوراهای جوانان و پیش‌گیری از سوختن کُپن مدیران شود.

۱٫ یک راه‌حل، تبدیل «شورای مشورتی جوانان» به «شورای نظارتی جوانان» است. اصولا «مشورت» جوانان را می‌توان به سادگی نادیده گرفت و از آن گذشت، اما نظارت و نقد آنان را خیر. جوانان با منشِ آرمان‌خواهانه و رویکرد انتقادی، به دور از مشیِ محافظه‌کارانه و مصلحت‌اندیشانه مدیران برای تدبیر مصالح نظام(و در بسیاری از موارد حفظ منافع شخصی/گروهی پشتِ میزِ ریاست)، نقشِ اصلاح‌گرانه مفیدی خواهد داشت. طبیعتا این امر نیازمند اعطای دسترسی‌ها و البته اعتماد به جوانان است.

۲٫ راه‌حل دیگر، تبدیل «شورای مشورتی جوانان» به «شورای امور جوانان» است. اساسا نخستین تصویر نقش‌بسته در اذهان ما با شنیدن واژه «مشاوره»، ریش‌سفیدانِ باتجربه‌ای خواهد بود که در مسائل و امور مهم، ارشاد و راهنمایی مدیران را برعهده دارند که این تصویر اساسا با انرژی، شور و نشاط و جسارت جوانی در تضاد است. لذا، واگذاری «اجرای» امور ذی‌صلاح به جوانان و نقش مشورت‌گونه و ارشادگرانه مدیرانِ باتجربه راه‌حلی است که علاوه بر سبک شدن بارِ دولت، رشد جوانان و تحرکِ بروکراتیک را در پی خواهد داشت.

بدیهی است که به تعدادِ انسان‌های روی زمین نظراتِ متعدد و متکثری در این زمینه وجود دارد که راه‌حل‌های متفاوتی را پیشنهاد خواهد داد. به هر ترتیب آنچه در این امر مسلم و مبرهن است لزوم تفکرِ علمیِ دقیق برای اصلاح امور در بلبشوی «بحرانِ اندیشه» امروزِ جامعه، و نگاه‌ غیرویترینی و اعتمادورزانه به جوانان می‌باشد.

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه