آخرین عناوین
پنج شنبه ۵ آذر ۱۳۹۴ | ۱۴:۱۷ ب.ظ
گفتگو با یوسف قوجق، داستان نویس گنبدی:
۵ آذر در لابه لای برگ های تقویم گم شده است/ رمان و داستان در جریان سازی انقلاب موثر است
حماسه ای در پنجم آذرماه سال ۵۷ در شهر گرگان رقم خورد که متأسفانه به دلایل نپرداختن شایسته و در خور به آن در لابه لای تقویم گم شده و غبار فراموشی برآن نشسته است.

سلام گنبد | نام و فامیلش «یوسف قوجُق» و از ترکمن ‌های استان گلستان است که سال هاست پایتخت نشین شده است. وی در یکم خرداد سال ۴۷ در روستای اوخلی ‌بالا از توابع رامیان به دنیا آمد. پیش از انقلاب، از روستا به گنبد رفته ‌اند و ساکن آن‌جا شده‌ اند. در سال ۷۰ هم از دانشگاه علامه طباطبایی تهران در رشته ادبیات فارسی فارغ‌التحصیل شده و بعدها تحصیلات تکمیلی‌ اش (کارشناسی ارشد) را در رشته مردم‌ شناسی به پایان رسانده و تاکنون در نهادهای مختلفی فعالیت کرده که از جمله‌  آنها می‌توان به کارشناس انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان (در تهران)، همکاری پاره وقت با نهادهایی همچون نشریات آینده‌ سازان و امید آینده، انتشارات نیروی زمینی سپاه، «قصه ظهر جمعه» رادیو، مشاور و مترجم سفارت کشورمان در ترکمنستان و… اشاره کرد. قوجق در برخی جشنواره‌ های ادبی استانی و سراسری، داور بخش داستان نیز بوده است. اما آنچه که ما را مهمان گفتگو با این نویسنده موفق در حوزه ادبیات پایداری کرده، فرا رسیدن روز پنجم آذر، سالروز حماسه خونین مردم گرگان در سال ۵۷ است. قوجق یکی از به یادماندنی ترین آثار را در خصوص حماسه پنجم آذر به رشته تحریر درآورده که جوایز مختلفی را نیز دریافت کرده است. بخشی از گفتگوی ما را در ادامه می خوانید:

 یوسف-قوجق (1)

شبستان: آقای قوجق از فعالیت‌ هایتان در عرصه ادبی بگویید. چه شد که به داستان نویسی روی آوردید؟

قوجق: من زاده‌ روستایی در گلستان هستم به نام «اوخلی» از توابع رامیان، که حدوداً ۲۰ کیلومتر با شهر گنبدکاووس فاصله دارد. بین مردمی بزرگ شدم که سلحشور و غیرتمندند و گذشته ‌شان سرشار از افتخار و زندگی ‌شان پر از روایت و داستان است. این مردم مهمان را بسیار عزیز می‌ دارند و به دنبال تجمل دنیوی اصلاً نیستند و به یک تعبیر، دلی صحرایی و بی ‌تکلف دارند. من بومی‌ نویس هستم. از چیزی می ‌نویسم که تجربه ‌اش کرده ‌ام و به آن عشق می‌ ورزم. من و پسردایی‌ ام حمید ـ که در جبهه شهید شد ـ علاقه‌ شدیدی به مطالعه داستان و رمان داشتیم. هر کتابی که می‌ خواندیم، در نشست‌ های بین خودمان، با جزییات کامل برای هم تعریف می‌ کردیم. گاهی در این کار، به قول معروف، دست به بومی‌ سازی می‌ زدیم و روایت خودمان را از آن خط داستانی برای همدیگر شرح می‌ دادیم. این شد که کم‌کم نوشتن مشق‌ های داستانی را آغاز کردم. در سال ۶۵، با ورودم به دانشگاه علامه، ارتباطم با نهادهایی که در این زمینه فعالیت می‌ کردند، بیشتر شد و رفته رفته، ضمن آشنایی با کسانی که در حال حاضر پیشکسوت هستند و حق استادی به گردن من و خیلی‌ ها دارند، قالب زمخت داستان ‌هایم تراش خورد و سال ها گذشت تا به شکلی درآمد که امروزه می ‌بینید.

شبستان: بیش از ۳۰ جلد کتاب به رشته تحریر در آورده اید، مختصری درباره موضوعات کتاب‌ هایتان بگویید.

قوجق: تمام کتاب‌ هایم در حوزه ادبیات داستانی، از سوی ناشرین تهرانی (حوزه هنری، برگ، کانون، قدیانی، پیدایش، شهرستان ادب، دفتر نشر فرهنگ اسلامی و…) چاپ شده‌ اند. نام نخستین کتابم «کجاوه» (مجموعه داستان) بود که سال ۷۱ از انتشارات برگ چاپ شد و تازه‌ ترین کتابم «وقت جنگ، دوتارت را کوک کن» است که چند ماه پیش دفتر نشر فرهنگ اسلامی منتشر کرد. زندگی مردم ترکمن، دفاع مقدس و انقلاب اسلامی موضوعاتی هستند که در غالب داستان‌ هایم به آن‌ ها پرداخته‌ ام.

شبستان: از رمان «لحظه ‌ها جا می‌ مانند» بگویید که موضوعش درباره‌ انقلاب گرگان در پنجم آذر سال ۵۷ است. آیا رُمان نخستین کتاب شما با موضوع انقلاب است؟

قوجق: در بین حدود سی اثری که تا به امروز به قلم من منتشر شده، حداقل دو کتاب درباره انقلاب و هشت کتاب درباره ادبیات پایداری است. این رُمان دومین کتابی بود که موضوعش درباره انقلاب است.

 یوسف-قوجق (2)

شبستان: چه ضرورتی شما را برآن داشت که به سراغ نوشتن کتابی درباره حماسه پنجم آذر بروید؟

قوجق: موضوع مهمی همچون واقعه ۵ آذر گرگان، موضوعی نیست که بشود به راحتی درباره آن نوشت. یک ضرورت مرا به این کار کشاند. لابد همه دیده ‌اید، هربار که تقویم به ۵ آذر می‌ رسد، همه مسئولان استان درباره‌ اش حرف می‌ زنند و ضرورت‌ های معرفی این روز بزرگ برای ثبت در تقویم و شناساندن آن به نسل جوان را گوشزد می ‌کنند، اما برگ‌ های تقویم به دهم آذر نرسیده، همه چیز فراموش می‌ شود و باز هم صحبت‌ ها می‌ ماند برای ۵ آذر سال بعد، تا این بحث ‌ها دوباره تکرار شود. در یکی از روزهای اول آذر ماه، شاهد برنامه جالب و درعین حال دردناکی از سیمای گلستان بودم. خبرنگار سیما از برخی نمایندگان نسل جوان گرگان درباره ۵ آذر می ‌پرسید و اینکه این عبارت چه چیزی را به ذهن آن ها متبادر می‌ کند. آن‌ ها متاسفانه هیچ اطلاعی از این واقعه نداشتند و تنها چیزی که می‌ شناختند، نام بیمارستان و بلواری بود که نام ۵ آذر را روی خود داشت. این یعنی فاجعه! یعنی زنگ خطری که مدت‌ هاست به صدا درآمده ولی گوش مسئولان استان ـ مخصوصاً متولیان و مدعیان سکانداری فرهنگ ـ اصلاً این صدا را نشنیده و نمی‌ شنود. سوال مهم این است که باید چه بکنیم تا نسل جوان گرگانی و گلستانی درباره واقعه ‌ای که نقطه عطفی در تاریخ سیاسی این منطقه بوده، آشنا شوند؟ آیا می‌ شود با چاپ مقاله‌ ها و کتاب‌ های صرفاً تاریخی به این مهم رسید؟ کتاب‌ های صرفاً تاریخی، هیچ جذابیتی برای مخاطبین بزرگسال ندارد، چه برسد به نوجوانان و جوانان. من منکر ضرورت انجام تحقیقات و پژوهش‌ های تاریخی نیستم، اما این نوع کتاب ‌ها به خاطر طرز بیان و قالب خشک و علمی که دارد، معمولاً مخاطب‌گریز هستند، مگر برای مخاطبینی که علاقه خاصی به دانستن مستندات دارند. پس چه باید کرد؟ تجربه نشان داده که در این گونه مواقع، استفاده از زبان و قالب ادب و هنر، همیشه راهگشاست. اگر به کسی کتاب‌ هایی با موضوع تاریخ سیاسی و اجتماعی قرن نوزدهم روسیه را بدهی تا بخواند، مطمئناً یا نخواهد پذیرفت و یا با اکراه خواهد خواند، اما اگر رُمان «جنگ و صلح» اثر تولستوی را بدهی، با رغبت بیشتری آن را خواهد خواند و در خلال مطالعه آن، با تاریخ سیاسی و اجتماعی روسیه در قرن نوزدهم و با جنگ بین روسیه و فرانسه کاملاً آشنا خواهد شد و این اعجاز ادبیات داستانی است.

شبستان: پس، به نظر شما برای آشنایی نسل جوان با وقایع انقلاب، باید از زبان هنر وادب استفاده کرد؟

قوجق: بر این نظرم که هیچ انقلابی در هیچ جای جهان بدون استفاده از ابزار و توانمندی ‌های ادبیات و هنر نمی‌ تواند اندیشه ‌هایش ماندگار شود. هیچ دقت کرده‌ اید که رهبر فرزانه ما، وقتی صحبت از ضرورت ‌های توجه به ادبیات انقلاب پیش می ‌آید، چرا از آثار نویسندگانی مثل تولستوی صحبت به میان می ‌آورد؟ کتاب «گذر از رنج‌ ها» را من چندین بار از زبان ایشان شنیده‌ ام. این نشان می‌ دهد که باید برای معرفی انقلاب اسلامی، از ابزار هنر و ادبیات استفاده کرد. راه تعامل و گفتگو با سایر ملت ‌ها در هر کشور  هنر وادبیات است. نگارش رمان و داستان در حوزه ادبیات، بهترین قالب‌ های بیانی هستند که می ‌توانند در جریان‌ سازی انقلاب موثر باشند که متاسفانه متولیان فرهنگی استان در استفاده از این ابزار مهم برای تثبیت واقعه ۵ آذر غفلت کرده ‌اند.

شبستان: طی  یکسال اخیر در خبرگزاری ‌ها آمده بود، رمان «لحظه ‌ها جا می‌ مانند» برخی از عناوین مهم جوایز ادبی کشور از جمله جایزه کتاب فصل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و قلم زرین را کسب کرد. پس چرا در استان شاهد برخورد نسبتاً بدی درباره شما و این رمان بودیم؟

قوجق: وقتی هر کس با هر تخصصی به خودش اجازه می‌دهد که درباره اثر داستانی اظهار نظر کند، نتیجه ‌اش همین می ‌شود. مثل این می ‌ماند که یک مورخ (که حوزه کارش تاریخ است) از حافظ ایراد بگیرد که چرا سمرقند و بخارا را به یک خال هندوی ترک شیرازی بخشیده است! یا یک مهندس معمار یا یک عکاس، از یک نقاش که سبکش انتزاعی و آبستراکت هست، ایراد بگیرد که چرا در تابلوی نقاشی ‌اش ساختمان‌ ها را این‌جوری کج و محو کشیده! یا یک کسی که اصلاً جنس ادبیات را نمی‌ شناسد و نمی ‌داند که اغراق و تشبیه و صور خیال لازمه ادبیات است، از ظهیرالدین فاریابی ایراد بگیرد و بگوید «اندیشه» چه شباهتی به انسان دارد و چرا در شعرش آورده که ۹ کرسی فلک را زیر پایش قرار داده تا برسد به رکاب اسب قزل ‌ارسلان و یک بوسه از زیر رکابش بگیرد! ادبیات داستانی کاری خلاقه است و جنس کارش با کار تاریخ‌ نویس متفاوت است. در گرگان، هجمه‌ های ناجوانمردانه زیادی به من و رمانم شد اما سنجه و معیار ارزیابی یک اثر داستانی، نظر متخصصین حوزه ادبیات داستانی است که بحمدالله تاکنون به خاطر همین در بسیاری از جشنواره‌ های معتبر ادبی کشور مورد تقدیر قرار گرفته است.

 یوسف-قوجق (3)

شبستان: آیا بعد از این رمان، رمان جدیدی نوشته ‌اید؟

قوجق: بله. رمان «نردبانی رو به آسمان» که درباره جنگ تحمیلی و نقش قوم ترکمن در پاسداری از تمامیت ارضی کشور است، سال پیش از کانون پرورش فکری منتشر شد و امسال هم رمان «وقت جنگ، دوتارت را کوک کن» از دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ شد.

شبستان: از همه این ها که بگذریم جایگاه ادبیات داستانی استان را چگونه ارزیابی می ‌کنید؟

قوجق: به طور کلی دو جریان کلی در ادبیات داستانی استان قابل اشاره است. یکی از این جریان‌ ها، نسل نویسندگان متقدمی است که نوشتن را پیش از انقلاب آغاز کرده بودند. برخی از آن ‌ها کماکان در کار آفرینش آثار خود هستند که معروف ‌ترین آن‌ها حسین میرکاظمی است. گروه دیگر نویسندگانی هستند که کار خود را پس از انقلاب آغاز کردند و در بررسی آثارشان، شاهدیم که موضوع انقلاب و جنگ حضوری برجسته در آثارشان دارد. این افراد هر چند کارشان را پس از انقلاب آغاز کردند اما رفته رفته به موضوعات و مضامین متفاوتی نیز پرداختند. بدیهی است که هر کدام از این گروه‌ ها به ویژه نویسندگان متقدم پیش از انقلاب و نویسندگان چند دهه اخیر، در درون خود نیز از تنوع و تفاوت‌ های فرمی و محتوایی برخوردارند و همین نیز باعث شده تا به این نظر برسیم که استان به لحاظ وضعیت ادبیات داستانی در حال حاضر وضعیت نسبتاً خوبی دارد. از نویسندگان مهم استان که مربوط به این چند دهه می ‌شوند و در سطح کشور خوش هم درخشیده ‌اند، می‌توان به کسانی نظیر ابراهیم حسن‌ بیگی، داریوش عابدی و برخی دیگر اشاره کرد.

شبستان: این نظر شما مربوط به وضعیت کنونی است. چه افقی برای آینده ادبیات داستانی استان متصور هستید؟

قوجق: پاسخ به این سوال، اساساً دشوار است. هر گونه پیش ‌داوری نسبت به آینده ادبیات داستانی ‌باید با توجه به امکانات، ظرفیت‌ ها، توانایی ‌ها و توجه به زیرساخت ‌های آن زمینه صورت گیرد. بر این باورم که رسیدن به نگاه مثبت در این زمینه، مستلزم فراهم شدن چند شرط اساسی است. یکی از عناصر تقویت ادبیات داستانی در استان، تقویت زیرساخت‌ های فرهنگی و ادبی و فراهم نمودن بستری برای نقد مستمر و توانمند تولیدات ادبی استان است. هر چند به صورت تک صدایی در قالب چند جشنواره کارهایی صورت گرفته و می‌ گیرد، اما ظاهراً متولیان فرهنگی استان هنوز دغدغه‌ ای مهمتر دیگری غیر از ادبیات داستانی و پرورش و کشف استعدادهای این زمینه دارند. هنوز بستری مناسب فراهم نشده تا پای منتقدان ادبی به عرصه بررسی ادبیات داستانی استان با دیدی کاملاً علمی و فنی باز شود. داستان یکی از ژانرهای مهم ادبیات است، اما به نظرم ژانر شعر و تا حدی ادبیات نمایشی در استان بیشتر از داستان از سوی متولیان فرهنگی اقبال پویاتر و بهتری پیدا کرده است.

 یوسف-قوجق (4)

شبستان: منظورتان از بسترسازی مناسب، چه هست؟ برای رسیدن به سطحی مناسب در عرصه ادبیات داستانی استان، چه راهکاری پیشنهاد می ‌کنید؟

قوجق: پیش از انقلاب و حتی تا دهه ۷۰، امکان چاپ و نشر کتاب در استان فراهم نبود. در این دو دهه اخیر و مخصوصاً پس از جدا شدن از مازندران، شاهد رشد فعالیت ناشرین و چاپخانه‌ های متعددی بوده ‌ایم و متعاقب آن، چاپ و نشر کتاب ‌های داستان به شکلی فزاینده آغاز شد، اما دریغ از کیفیت و توجه به نکات فنی داستان‌ نویسی در همان آثار. به نظرم این اهمال بیش از همه متوجه ناشران استان است تا نویسنده آثار. ناشرین استان غالباً به جای استفاده از کارشناسان خبره در تعیین سطح فنی و کیفی داستان، تنها به محتوای اثر آن ‌هم صرفاً برای اخذ مجوز و پیشگیری از تبعات عدم همخوانی محتوای اثر با مقولات اخلاقی و ارزش ‌های جامعه توجه کردند و با اخذ هزینه چاپ از نویسنده، به چاپ آن آثار مبادرت کردند. متولیان فرهنگی استان نیز تنها به آمار چاپ این گونه آثار توجه نمودند و از طرفی صاحب اثر نیز با چاپ کتابش به این شکل موصوف، خود را در ردیف نویسندگان ادبیات داستانی قرار داد و هر چه بعد از آن نوشت، فقط در سطح استان دیده شد و راه به جایی نبرد. به نظرم این وضعیت، بزرگترین خیانت در حق نویسندگان صاحب ذوقی بود که علاقه وافری به نوشتن داستان داشته ‌اند و می‌ شد با کمی سخت‌ گیری‌ ها در حیطه نکات فنی داستان نویسی از سوی ناشران و متولیان امر، به سمت و سویی سوق بدهند که تأمل بیشتری در رعایت نکات فنی و ساختار آثارشان داشته باشند.

به نظرم ناشران این گونه آثار در سطح استان، به خاطر نفع مادی، بی ‌تجربگی و عدم استفاده از کارشناسان خبره، تقریباً هرگز نتوانستند موجد جریانی اصیل و سازنده و سالم در عرصه ادبیات داستانی در استان شوند، بلکه مولفینی را به جامعه عرضه نمودند که با داشتن کتابی نه چندان پخته و بعضاً ضعیف، پدید آورنده شدند و به اشتباه در جایگاه و کسوت قصه ‌نویس نشستند. غافل از این‌که «ادبیات داستانی» از وادی‌هایی است که استعداد، ذوق و تخصص وافری را طلب می‌ کند و می ‌باید برای یدک کشیدن عنوان «قصه ‌نویس» خون دل بخورند و کارهایشان بارها و بارها چکش بخورد. این که می‌ گویم بسترسازی مناسب لازم است، یکی همین است که گفتم. همچنین جایگاه نقد ادبی درست و بجا در استان خالیست و دلیل آن نیز عدم تخصص کافی در بین منتقدان ادبی استان و غرور کاذب این گونه پدیدآورندگان است.

شبستان: به نظر شما، راهکار برون رفت از این وضعیت چیست؟

قوجق: باید روش‌ های متفاوتی انجام داد. یکی از آن‌ ها، برگزاری جشنواره‌ های مختص ادبیات داستانی در سطح استان است. از طریق این جشنواره، می ‌توان تمامی آثار داستانی چاپ شده از سوی متخصصان زبده و کارآمد مورد ارزیابی فنی قرار گیرد و با انتخاب بهترین‌ ها و تقدیری مناسب از آن‌ ها، شاهد ایجاد رقابتی سالم در نگارش بر اساس اصول فنی و تکنیکی باشیم و نیز با تقدیر از ناشرانی که توجه به این امور دارند، بین ناشران استان نیز در چاپ آثار کیفی رقابتی سالم ایجاد کرد.

البته یکی از مشکلات در این زمینه، دیربازده بودن این گونه برنامه ‌هاست، اما اگر متولیان فرهنگی و ادبی استان توجه بیشتری به تداوم برگزاری این گونه جشنواره‌ ها کنند، تاثیر آن را می ‌توان بعد از گذشت سال ‌ها بر روی یک جامعه ارزیابی کرد، اما از این لحاظ که این گونه برنامه‌ ها و سیاست‌گذاری ‌ها می توانند قصه‌ نویسان استان را به سوی کمال مطلوب هدایت کند، هیچ تردیدی وجود ندارد.

شبستان: آرزوی توفیق و تشکر از جنابعالی برای شرکت در این گفتگو، اگر صحبت خاصی دارید، بفرمایید.

قوجق: من هم از شما که این مصاحبه را ترتیب داده‌ اید، کمال تشکر دارم.

گفتگو از خبرگزاری شبستان

  1. samady   آذر ۸, ۱۳۹۴  

    سلام و درود بر این شیرمرد ترکمن، افتخار گرگان و گلستان و گنبد و … ایران، جناب استاد یوسف قوجق. الحق باید به وجود چنین نویسنده توانمندی که در سطح ملی با آثار بسیار خوبش خوش درخشیده، افتخار کرد. کتاب لحظه ها جا می مانند، یعنی رومانی که او درباره ۵ آذر نوشته، تا به امروز بیش از ۵ جایزه بزرگ ادبی کشور را کسب کرده و این در حالیست که کمتر کتابی با این موضوع چاپ شده هست که چنین موفقیتی را در سطح کشور بدست بیاورد. جا دارد مسولین فرهنگی ما در سطح استان به جای شعار دادن درباره ۵ آذر، به این شخصیت بزرگ افتخار کنند و از او تقدیر کنند که توانسته ۵ آذر را به کل کشور بشناساند.

    رأی منفی یا مثبت به نظر Thumb up 3 Thumb down 1

ثبت دیدگاه

(1) دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سلام گنبد در وب سایت منتشر خواهد شد.

(2) پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

(3) پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام:

رایانامه:

متن:

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.