آخرین عناوین
دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۵ | ۲۰:۴۲ ب.ظ
یادداشت:
لزوم توجه اهالی هنر و اصحاب رسانه به “برندسازی یکپارچه” از سرزمین گرگان (جرجان زمین)
هالی هنر و رسانه بیشترین تاثیر را بر مردم دارند. آن‌ها نقش مهمی دارند در شناختن و شناساندن مردم استان کهن ما (ایالت گرگان). استانی که رنگارنگ است ولی در عین رنگارنگی مردمی دارد که الگوی همزیستی اند. زیرا هنر جادویی است که بیش از هر استدلالی می تواند قلب ها را تسخیر کند و رسانه ها (و فضای مجازی) بیشترین وسیله ای اند که مردم برای آگاهی از اوضاع از آن استفاده می کنند.

caricator-development

سلام گنبدیادداشت | در استان های گوناگون کلیشه‌هایی بر ذهن مردم نقش بسته است. برای مثال هر ایرانی به محض شنیدن نام گیلان خود به خود یاد رطوبت، چای، کلوچه، ماسوله، رشت، لاهیجان و انزلی می افتد. هر ایرانی با شنیدن کلمه آذربایجان یاد رقص آذری، کوفته، قدماق (سرشیر) یا کباب می افتد.

استان ما بر اساس سیاست بازی سیاست بازانی که اطلاعات ضعیفی در تاریخ و مطالعات علوم انسانی داشتند نام کهن و تاریخی خودش را گم کرد. در بین توده مسئولین و مردم این دیار هم رغبت همگرائی برای یکپارچگی و انسجام فرهنگ و هنر آن –آنطور که شایسته باشد- انجام نشد. برای همین هم در سطح کشور ناشناس مانده است. شخصاً شاهد بوده ام که برخی ایرانیان مشخصات هویت ساز و ممتازکننده ی سرزمین کهن ما را با استان‌های همجوار و حتّی استان‌های غیرهمجوار اشتباه می گیرند، این در حالی است که سرزمین ما فرهنگ و قدمتی دیرین و ممتازی  داشته است.

اصطلاحاتی نظیر “کلیشه”، “مشخصات و ویژگی های بازر” (Characteristics)  یا به لسان برخی، نظیر استاندار محترم “برندسازی” غذاها، لباسهای محلی، محصولات کشاورزی و نقاط دیدنی پاسخی در جهت برآورده ساختن نیازهای استان ماست.

کشورهایی مثل هند و سوئیس یا استان هایی چون گیلان و خوزستان هم شاهدیم که اقوام و مذاهب متنوعی زندگی می کنند اما مردمش به دلیل داشتن یک “کلمه مشترک” که همانا “خاک ما” می باشد، عصاره خرده فرهنگ‌ها را گرداوری می کنند و در یک مجموعه بزرگتر قرار می دهند. آنها  “با همدیگر” خود را می شناسند و می شناسانند. آن‌ها “خاک” (شهر و دیار) را به جای “خون” (قومیتگرائی و نژاد) در تعریف خود به کار می برند. مثلآً همه جهانیان، صلح، کوهستان، شکلات و ساعت را متعلق به سوئیس می شناسند، نه به رومانش ها، آلمانی زبان ها یا ایتالیائی زبان ها. همچنین، همه ایرانیان، ترشی تره، کوکو اشپل، تالاب انزلی و نیلوفرهای آن را به گیلان می شناسند، نه به تالش‌ها، گالش‌ها، تات‌ها یا آذری‌های درون آن.

به شخصه این طور فکر می کنم که هندوانه اترک از آن تمامی استان است و هر هم استانی آنرا برند استان باید بشناسد؛ همچنین است نان کاک، دوغ شتر، اکبرجوجه  یا چگدرمه. در خصوص لباس های محلی و دیگر عوامل  دیگری که هویت جمعی ما را می سازند، این حکم صادق است. کلاه های پشم شتر ترکمن صحرا یا شلیطه های بانوان در استرآباد، کتول یا فندرسک جزئی از یک کل بزرگتری به نام  گرگان است.

در گام اول برای موفقیت در امر “شاخصه سازی یکپارچه” برای کل استان رنگارنگ ما، داشتن وحدت کلمه برای نامگذاری خاک ما در صدر قرار خواهد گرفت. زیرا پرسش اول اینجاست که: عصاره های رنگارنگ (خرده فرهنگ‌های قومی) موجود در استان را در کدام ظرف برازنده تاریخ کهن تر خاکی ریخت که در طول زمانه فراز و نشیب های زیادی به خودش دیده است؟ من فکر می کنم که آن ظرف از جنس پشتوانه تاریخی و خاک استان ماست.

به هر حال، اهالی هنر و رسانه بیشترین تاثیر را بر مردم دارند. آن‌ها نقش مهمی دارند در شناختن و شناساندن مردم استان کهن ما (ایالت گرگان). استانی که رنگارنگ است ولی در عین رنگارنگی مردمی دارد که الگوی همزیستی اند. زیرا هنر جادویی است که بیش از هر استدلالی می تواند قلب ها را تسخیر کند و رسانه ها (و فضای مجازی) بیشترین وسیله ای اند که مردم برای آگاهی از اوضاع از آن استفاده می کنند.

هر چند استدلال بسیار مهم است ولی هنر –که جلوه گر زیبائی هاست- تسخیرکننده قلب‌هاست. در طول تاریخ آثار هنری در جهت دهی مردمی نقش پررنگی داشتنه اند. می توان اشاره کرد به رمان کلبه عمو تام از خانم استو که باعث جرقه نهضت برابری خواهانه سیاه پوستان در برابر سفید پوستان در امریکا -درست پس از ۹ سال از انتشار رمان- شد. می توانم به آثار دوست خوبم، صالح کاهانی در خطه جرجان اشاره کنم برای تبیین نام های اصیل استانی نظیر گرگان، استرآباد و جرجان که همراه با استدلال پیش از او، علی بایزیدی، دیگر دوست و محقق کوشا در خطه استرآباد برای همین مسئله قلم فرسائی می نمایند. رسانه های دوستدار علوم اجتماعی، حقوق قومی، هنر و ادبیات با انعکاس این مطلب و تکرار آن به مردم استان می توانند در این خصوص به آگاهی رسانی کمک کنند.

نباید مردم از تاریخ و پیشینه دیار خود غافل بمانند.

مردم باید تاریخ واقعی خودشان را پشتیبان خود قرار دهند. 

نویسنده: پوریا بای، پژوهشگر تاریخ جرجان


مطلب مرتبط: یادداشت / “کلمه” مشترک “ما”

ثبت دیدگاه

(1) دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سلام گنبد در وب سایت منتشر خواهد شد.

(2) پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

(3) پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام:

رایانامه:

متن:

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.