آخرین عناوین
سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۹۵ | ۰۹:۰۱ ق.ظ
یادداشت:
بحران سوریه و افزایش تنش های مذهبی در جهان اسلام
فتح حلب که در آستانه ششمین سال آغاز بحران در سوریه محقق شد را شاید بتوان نقطه اوج جریان سازی رسانه ای دنیا علیه نظام سوریه و پیروانش دانست. از این رو همان قدر که پیروزی به دست آمده در شهر حلب در عرصه میدانی حائز اهمیت است، ضعف، انفعال و اشتباهات ما در قبال جنگ رسانه ای حلب نیز حایز اهمیت است و باید مورد توجه قرار گیرد.

%d8%ad%d9%84%d8%a8

سلام گنبدیادداشت | فتح حلب که در آستانه ششمین سال آغاز بحران در سوریه محقق شد را شاید بتوان نقطه اوج جریان سازی رسانه ای دنیا علیه نظام سوریه و پیروانش دانست. از این رو همان قدر که پیروزی به دست آمده در شهر حلب در عرصه میدانی حائز اهمیت است، ضعف، انفعال و اشتباهات ما در قبال جنگ رسانه ای حلب نیز حایز اهمیت است و باید مورد توجه قرار گیرد.

کسانی که این روزها چه در شبکه های انگلیسی و عربی و چه در شبکه های مجازی اندک جوَلانی داشتند، به خوبی این هجم وسیع هجمه را دیدند؛ بالتبع بازتاب های اجتماعی از این جریان سازی رسانه ای نیز امری متوقع بود که در جای جای جهان، خصوصا جهان اسلام در قالب ابراز همدردی ها با حلب و تظاهرات ها علیه ایران و روسیه و سوریه دیده و شنیده شد.

لکن نکته ی مورد غفلت در این جنگ رسانه ای پیرامون بحران سوریه، اثری وضعی این اختلافات بر تعایش و همزیستی مسالمت آمیز فرق اسلامی در کشورهای مختلف است. واقعیت این است که این روزها اختلاف نظرات سیاسی بر سر معرکه سوریه، به یکی از مهمترین و موثرترین مولفه های اختلافات مذهبی تبدیل شده است. آنچه در این جنگ رسانه ای از معرکه سوریه ترسیم شده است یک تقابل تمام عیار مذهبی است که فارغ از میزان صحت و سقم آن در واقع، به خورد مخاطب جهانی و علی الخصوص مخاطب مسلمان از شرق دور تا آمریکای شمالی داده می شود. این امر در شرایطی است که جبهه ی ما در مقابل، به دلایل مختلف قادر به پاسخ گویی به این جریان رسانه ای نبوده است که در ادامه به مواردی از آن اشاره می شود:

الف) خطاها و اشتباهات نظام سوریه: نظام سوریه به تصریح بسیاری از کارشناسان منصف، نقش جدی در آغاز بحران و رسیدن آن به این درجه و حد داشته است و متاسفانه در موارد متعدد در حین بحران نیز راه و روش اشتباه خود را ادامه داده است. اگر ایران از توانمندی ها و تجارب خویش در جنگ سوریه بهره نمی جست چه بسا این معرکه خیلی قبل تر و البته به ضرر جبهه مقاومت خاتمه می یافت. چنین شرایطی عملا دست جریان سازی رسانه ای را برای دفاع تمام قد و قدرتمندانه بسته و در مقابل به جریان رسانه ای حریف امکان مانور گسترده ای می دهد. از یاد نبریم که ما در برابر دشمنی قرار داریم که از کاه کوه می سازد؛ چه رسد به زمانی که چنته همپیمان ما از اشتباه خالی نباشد!

%d8%ad%d9%84%d8%a8-%d8%aa%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d9%82-1

ب) بی توجهی به اهمیت جنگ رسانه ای: پرونده جنگ سوریه که بدست یک نهاد نظامی قرار گرفته و البته از حساسیت های بسیار بالایی نیز برخوردار است، از نبود یک نگاه و پیوست رسانه ای جامع رنج می برد. خود سوری ها نیز بدلیل قرار گرفته در میانه معرکه جنگی که بر سر وجود و عدمشان در حال رقم خوردن است، اساسا فاقد چنین ظرفیتی برای اندیشیدن به ابعاد رسانه ای جنگ هستند. همین شرایط برای حزب الله لبنان نیز وجود دارد و شرایط خاص امنیتی که حزب الله چه در سوریه و چه در خود لبنان با آن مواجه است عملا امکان چنین نگاهی را به آنان نداده است؛ جای بسی تاسف است که می توان اذعان کرد سیدحسن نصرالله به تنهایی و از طریق خطابه های خود بار این نقصان و کمبود رسانه ای را به دوش می کشد! سخنی از نقش رسانه ای روسیه به میان نمی آوردم چه آنکه این کشور هرچند شاید در عرصه جنگ میدانی نقطه قوت تلقی شود اما در عرصه جنگ رسانه دقیقا به یکی از مهمترین نقاط ضعف ما تبدیل شده که بدان پرداخته خواهد شد.

عملا در این میان تنها بازیگری که می تواند به نقش آفرینی رسانه ای در قبال بحران سوریه بپردازد ایران است که جا دارد به صورت جداگانه به کل آنچه ذیل منظومه فعالیت های رسانه ای ناظر به بحران سوریه در خلال این سال ها رخ داده نگاهی آسیب شناسانه افکنده شود.

ج) خطاهای رسانه ای ما: ندیدن فضای جنگ رسانه ای شکل گرفته علیه ما و جهت گیری آن، باعث شده است که طی این سال ها شاهد خطاهای راهبردی در عرصه رسانه ای باشیم که این امر مجددا دست حریف را برای تاختن به ما پر کرده است. اینکه موضع گیری فلان مسوول کشوری و لشکر مستقیما به تیتر یک رسانه های دشمن تبدیل شود حاکی سهل انگاری غیرقابل جبران در این عرصه است که متاسفانه هیچ واکنشی هم از سوی مسوولین امر نسبت به آن صورت نمی گیرد.

%d8%ad%d9%84%d8%a8-%d8%aa%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d9%82-2

د) حضور بازیگر روسیه: فارغ از اینکه روسیه با چه اهداف و انگیزه هایی طی بیش از یک سال گذشته حضور نظامی پررنگی از خود در سوریه نشان داده است و نیز فارغ از اینکه دستاوردهای حضور نظامی روسیه چه بوده است، توجه به بازتاب رسانه ای این حضور خصوصا در میان جوامع مسلمان دنیا بسیار مهم است. روسیه بعنوان میراث دار کشوری که تهاجمش به افغانستان شکل دهند اولین نطفه های جریانات جهادی جهان وطنی در دنیا بود و نیز کشوری که درگیر دو جنگ تمام عیار خونین در چچن بوده است، سابقه خوبی در اذهان مردم مسلمان دنیا ندارد. در کنار این سابقه بد، بمباران های هوایی که همواره جان بیگناهان و مردم غیر نظامی را نیز می گرفته است مجددا دست جریان رسانه ای مقابل را پر کرد و اتهام همدستی ایران و حزب الله با کفار حربی را نصیب ما ساخت. طبعا هجمه های رسانه ای علیه ما محصور به دوران حضور نظامی روسیه نبود لکن پر واضح است که این حضور چقدر اقناع و پذیرش نگاه ما را در یک مخاطب مسلمان، سخت و دشوار می سازد. مجددا لازم می دانم تاکید کنم که در این نوشتار در صدد بیان درستی یا نادرستی اتهامات مذکور نبوده و تنها تلاش دارم وجوه مختلف جنگ رسانه ای علیه ما بر سر معرکه سوریه روشن گردد.

ه) توان رسانه ای پایین ما و بالای دشمن: امری که نمی توان آن را نادیده گرفت و قطعا در به وجود آمدن چنین معرکه ی رسانه ای موثر است توان ذاتی پایین رسانه ای ما در مقابل جبهه حریف است. موجی از شبکه های ماهواره ای عربی و نیز غربی در کنار فعالیت های حرفه ای رسانه ای در شبکه های مجازی عملا چنان غول رسانه ای را در برابر ما بوجود آورده است که زدن ضربه به آن را بسیار سخت می کند؛ هرچند باور دارم این دشمن رسانه ای رویین تن نبوده و شکست دادنی است!

حال در چنین شرایطی آنچه بعنوان واقعیت با آن روبرو هستیم، آسیب پذیری بالای جهان اسلام نسبت به درگیری ها و اختلافات مذهبی است که ریشه در جریان سازی رسانه ای بر سر معرکه های منطقه مانند سوریه دارد که تلاش شد ابعادی از آن در فوق روشن گردد.

آنچه می تواند این شرایط بغرنج را برای حامیان و همفکران جبهه ما در کشورهای مختلف جهان پیچیده تر سازد، طرح مساله سوریه به عنوان «مهمترین مساله سیاسی عرصه جهانی» و «ترسیم خط کشی های دوست و دشمن» مبتنی بر این مساله است که چه بسا به تنش های مذهبی در مناطق مختلفی از جهان اسلام که شیعه در آن در اقلیت قرار دارد بیانجامد و فشار را بر آنها زیاد کند. واقعیت آن است که اوضاع اجتماعی و سیاسی در کشورهای مسلمان جهان به جز ایران و عراق و سوریه و لبنان متفاوت است و طرح این گونه ی مساله سوریه می تواند شرایط اجتماعی زیست مسلمانان شیعه و سنی را با مشکلاتی گسترده مواجه سازد.

نویسنده: سرباز روح الله رضوی

ثبت دیدگاه

(1) دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سلام گنبد در وب سایت منتشر خواهد شد.

(2) پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

(3) پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام:

رایانامه:

متن:

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.