آخرین عناوین
دوشنبه ۶ دی ۱۳۹۵ | ۱۹:۱۴ ب.ظ
تاریخ
فرمانروای جرجان و شاهکار ادبیات عرب
نکاتی که در ادامه میخوانید را شاید برای اولین بار خوانده باشید.نکاتی که به شناخت بیشتر شمس المعالی قابوس بن وشمگیر کمک شایانی خواهد نمود…

سلام گنبد|در تاریخ ادبیات ایران شاهکارهای ادبی به زبان فارسی بسیارند، اما شگفتا که برخی از شاهکارهای ادبیات عرب را نیز ایرانیان پدید آورده‌اند. یکی از این شاهکارها کتابی است به نام «کمال‌‌البلاغه: رسائل شمس‌المعالی قابوس بن وشمگیر» که عبدالرحمن بن علی یزدادی گردآوری کرده و نسخه‌ی خطی آن در ۶۳۳ق رونویسی شده است. متن این نسخه با سرمایه‌ی مکتبه العربیه بغداد، که هدف آن کوشش برای نوزایی ادبیات عرب بود، در ۱۳۴۱ق در قاهره به چاپ رسید. محب‌الدین ادیب که این اثر زیر نظر به چاپ رسیده در مقدمه‌ای این کتاب بر پایه‌ی منابع تاریخ و ادبی سخنانی شگفت درباره‌ی قابوس، فرمان‌روای جرجان (شرق طبرستان که اکنون استان گلستان نامیده می‌شود) آورده است که برخی از آن‌ها بازگو می‌شود:photo_2016-12-26_19-08-04

  1. قابوس خطی زیبا داشت چنان‌که پس از دیدن نوشته‌ی او با شگفتی می‌گفتند: این خط قابوس است یا بال طاووس.
  2. قابوس نویسنده‌ای زبردست بود، چنان‌که درباره‌ی او گفته‌اند: ادیب پادشاهان و پادشاه ادیبان بود.
  3. قابوس سرشار از دانش بود و به اخترشناسی آگاه بود و با دانش‌های بسیار آشنایی داشت. (به نقل از ابن‌اثیر)
  4. قابوس بسیار ادیب بود و هم به عربی و هم به فارسی به نیکویی شعر می‌سرود.
  5. کسی نشنیده است سخنی از نویسنده‌ای به زبان عربی مانند آنچه در نامه‌های قابوس آمده است. (به نقل از یزدادی)

خاندان یزدادی از ادیبان و اندیشمندان بزرگ بودند و ابوصالح عبدالله بن محمد بن یزداد در ۲۴۹ق به وزیری مستعین عباسی برگزیده شد. این خاندان در دل فرهنگ و ادبیات عرب پرورش یافته و خود نویسندگانی برجسته بودند. با این همه، عبدالرحمن بن علی یزدادی می‌گوید که در ادبیات عرب نامه‌هایی به زیبایی و بلاغت نامه‌های قابوس سراغ ندارد. این حقیقت را در نظر بگیرید که قابوس در سرزمینی پرورش یافت که عرب‌ها هرگز نتوانستند جز در مدت‌هایی محدود بر آن دست یابند و همواره در استقلال و به دست فرمان‌روایان ایرانی اداره شده است. آیا جای شگفتی نیست که فرمان‌روایی ایرانی، در جایی دور از مرکز ادبیات عرب، آثاری به زبان عربی بیافریند که در اوج بلاغت و الگویی برای نویسندگان عرب باشد؟

عبدالرحمن بن علی یزدادی در مقدمه‌ی خود بر کتاب کمال‌‌البلاغه می‌گوید در میان آثاری که قدامه بن جعفر درباره‌ی کتابت (نویسندگی) از نامه‌های کاتبان و سخنان بُلغاء تألیف کرده است، دیدم که از نامه‌های قابوس بسیار سخن به میان آمده است. از این رو، او این نامه‌ها را منابع گوناگون گردآوری کرد و چون به نظرش این نوشته‌ها از همه نظر در اوج ادبیات عرب هستند، نام کتاب را کمال البلاغه گذاشت: «لانّ هذا الکلام قد بلغ النهایه فی الکمال». او می‌گوید اگر کسی سخن او را نمی‌پذیرد: «فلیَبرُز الی میدان الامتحان». سپس برای ادعای خود برهان‌های بسیار می‌آورد و عبارت‌هایی زیبا از دل نامه‌های قابوس مثال می‌آورد که مانند آن‌ها در کلام الفصحاء (یعنی نویسندگان تراز اول) کم‌تر دیده شده است.

برای مثال، یکی از صنعت‌های ادبی به نام معکوس چنین است که الفاظی به صورت قرینه به کار می‌روند که معنایی عکس هم دارند. قابوس در یکی از نامه‌هایش می‌گوید:«إنی لاأجتَوِی ما تجتَنِیه و لاأجتنی ماتجتویه.» نمونه‌هایی که یزدادی در مقدمه‌ی کتاب آورده است به‌خوبی نشان می‌دهد که نوشته‌های قابوس را می‌توان گلستان عربی دانست. ترجمه‌ی چنین اثر ادیبانه‌ای کاری است دشوار و مترجمی زبردست در دو زبان عربی و فارسی را نیازمند است. امید می‌رود همچنان‌که استاد ابوالقاسم امامی چند دهه از عمر خود را صرف ترجمه‌ی تجارب‌الامم مسکویه کرد، بزرگی دیگر کار ترجمه‌ی کمال‌‌البلاغه را دست بگیرد و دوست‌داران قابوس را از سخنان او سیراب کند.

کمال‌البلاغه از نظری دیگر نیز کتابی ارزشمند به شمار می‌آید و آن بخش رساله‌های فلسفی قابوس در پایان کتاب است. قابوس در این رساله‌ها کوشیده است برخی مفاهیم فلسفی را شرح دهد. نخست با این بحث آغار می‌کند که انسان از شناخت پروردگار ناتوان است. سپس از سبب پیدایش هستی می‌گوید و به بحث درباره‌ی نفس ناطق می‌پردازد. قابوس در رساله‌ای دیگر در باطل‌ بودن احکام نجوم سخن می‌گوید و آن را «مزخرفٌ بالاباطیل» یعنی«آراسته به سخنان باطل» معرفی می‌کند. این رساله‌های قابوس از این نظر شخصیت این فرمان‌روای هنرمند و دانش‌دوست را شگفت‌انگیز می‌سازند که پس از انوشیروان «شاه‌فیلسوف» دیگری را نمی‌شناسیم که از او نوشته‌های فلسفی به جا مانده باشد.

شعری به فارسی از قابوس بن وشمگیر، فرمان‌روای جرجان، که در مقدمه‌ی کمال‌‌البلاغه آمده است:

شش چیز در آن زلف تو دارد مسکن / پیچ و گره و تاب و خم و بند و شِکَن

شش چیز دگر در دل من کرده وطن / عشق و غم و محنت ، اَلَم و رنج و حَزَن

منبع: یزدادی، عبدالرحمن بن علی. کمال‌البلاغه. با مقدمه و تصحیح محب‌الدین خطیب و به کوشش نعمان الاعظمی. قاهره: مطبعه السلفیه، ۱۳۴۱ق

نویسنده:حسن سالاری،نویسنده و پژوهشگر

ثبت دیدگاه

(1) دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط سلام گنبد در وب سایت منتشر خواهد شد.

(2) پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

(3) پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

نام:

رایانامه:

متن:

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.